مانولیتو

نویسنده: الویرا لیندو

مترجم: فرزانه مهری

ناشر: آفرینگان

سال نشر: 1388

تعداد صفحه: 168

امتیاز ناولر: 1.5 از 1 رای

اسم من مانولیتوست، بهم می‌گویند عینکی. یک عیب دارم. یک بند حرف می‌زنم. یک روز مادرم مرا پیش خانم اسپرانزا، روان‌شناس مدرسه‌مان برد. زندگی‌ام را برایش تعریف کردم: پدربزرگم با این که خروپف می‌کند، خیلی معرکه است. دوستان صمیمی‌ام گوش گنده خائن، پاکیتو مدینای فضایی و ییهاد قلدر نام دارند. به براد کوچکم هم جونور می‌گویم. دلم می‌خواهد پادشاه بشوم و از پالتویم متنفرم. خانم اسپه گفت که به نظرش همه این‌ها عادی است. فکر می‌کنم که به اندازه کافی به حرف‌های من گوش نکرده بود.