سال‌های بی‌کسی

نویسنده: مریم جعفری

ناشر: چکاوک

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 680

از بالای درخت تنومند گیلاس که تازه به شکوفه نشسته بود به مادرم می‌نگریستم. داشت تلاش می‌کرد مرا متقاعد کند هر چه زودتر از درخت پایین بیایم. مادر در حال کندن گونه‌اش در حالی که به بالا نگاه می‌کرد و دستش را در برابر نور خورشید جلوی صورتش گرفته بود گفت: این اداها برای چیه؟ برای اینه که حرفتو به کرسی بنشونی؟ بیا پایین مادر بیا، الان مهمانها از راه می‌رسند من هم هزارتا کار دارم، بیا برو لباستو عوض کن و دستی به سرت بکش.