نازک‌ترین حریر نوازش

نویسنده: اکبری

ناشر: علی

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 456

در افق گسترده نگاه سالار به دنبال یک نقطه روشن بودم. نگاهش مثل یک شهاب بر فضا کمان زد شعله سرخ آتش نوری رقصان در چهره روشنش ایجاد کرده بود گفتم: علاقه چیزی نیست که به زور به کسی داد قلب من یک‌بار پذیرای عشق شد.