نقطه ته خط (مجموعه طنز)

نویسنده: مهرداد صدقی

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 124

با فرا رسیدن غروب آفتاب، کم‌کم داشت مهلت مولکول سرب تمام می‌شد که یکی از مولکول‌های هوا پرید تو اگزوز موتور. قبل از اینکه سرب سوالی بکند، مولکول هوا که لب‌های سیاهی داشت و به شدت سرفه می‌کرد گفت: ‹‹مرسی. منتظر من بودی؟››