3 داستان
Liemur
۳.۸ از ۵ · ۲ رأی۱۰۴ صفحه
- نوشته ژان پل سارتر
- ترجمه محمود سلطانیه
- ناشر جامی
امتیاز ندادهاید
من هم خسته و هم در هیجان بودم. و نمیخواستم دیگر به پیشآمدهای سحرگاه و مرگ فکر بکنم. فقط به کلمات و یا به خلا برمیخوردم و ارتباطی در فکرم پیدا نمیشد. اما همین که میخواستم به چیز دیگری فکر بکنم لولههای تفنگ به طرف من دراز میشد. شاید بیست مرتبه پی در پی مراسم اعدام خودم را برگزار کردم و نیز یک دفعه گمان کردم که به طور قطع این پیشامد انجام گرفته و یک ثانیه خوابم برد. آنها مرا به طرف دیوار میکشاندند؛ من تقلا میکردم و پوزش میخواستم. از خواب پریدم و...
- تعداد صفحه
- ۱۰۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۱۸۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.