کهنه و نو
نویسنده: محمدعلی جمالزاده
ناشر: سخن
سال نشر: 1384
تعداد صفحه: 296
امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای
فریده گفت شنیده بودیم که گاهی سرمایه پارهای از زنها که فاقد فضل و کمال و هنرند زیبائی و طنازی است، ولی درباره مردان کار صورت دیگری پیدا میکند. از مرد فهم و دانش و بینش و کفایت و لیاقت میخواهند نه قد بلند و ابروی کمند... فرامرز گفت اگر نگاه لوند و متلکهای چون قند را هم به همین قد بلند و ابروی کمند بیفزائی، خواهی دید که همین خود در مقابل این زنهائی که امروز پیدا شدهاند جای هر کفایت و لیاقت و درایتی را میگیرد. فریده گفت خاک بر فرقت که تازه میخواهی برای زنت از این راه نان پیدا کنی. میترسم چنین نانی از گلوی من پائین نرود و در خرخره خودت هم گیر کرده خفهات بکند.