- نوشته میخاییل شولوخوف
- ترجمه ایرج بشیری
- ناشر نگاه
امتیاز ندادهاید
در آن شب بیقراری حتی اجازه قضای حاجت نیز به ما نمیدادند. این موضوع را نگهبان وقتی دوتا دوتا وارد کلیسا میشدیم به ما یادآور شد. این وضع یکی از مسیحیانی را که در میان ما بود به شدت ناراحت کرد. ابتدا هیچ نمیگفت و تحمل میکرد تا عاقبت اشک در چشمانش جمع شد و در حالی که به خود میپیچید فریاد زد: آخر من که نمیتوانم به یک مکان مقدس بیاحترامی کنم! من یک عیسوی با ایمانم. رفقا، چکار کنم؟
- تعداد صفحه
- ۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۵۶۰۷
- سال نشر
- ۱۳۸۸
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.