نیکلا کوچولو و همسایه‌هایش

نویسنده: سامپه ـ گوسینی

مترجم: نیلوفر اکبری

ناشر: ایران‌بان

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 124

سر میز نشسته بودیم که مامان گفت: «باید حتما بروم یک دست لباس برای نیکلا بخرم. سعی کردم لک لباس آبی ملوانی‌اش را پاک کنم ولی نشد. بابا به من چشم‌غره رفت و گفت: «این بچه چقدر لباس می‌خواهد، به همان سرعت که من برایش لباس می‌خرم، لباس خراب می‌کند. باید یک زره ضد زنگ خرید.