تمشک
نویسنده: لئو تولستوی
مترجم: علی آذرنگ
ناشر: افکار
سال نشر: 1388
تعداد صفحه: 568
امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای
در میان این افسران ستوانی جوان که صبح آن روز در اسبسواری از ما پیشی گرفته بود، حضور داشت. شخص بسیار جالبی بود: چشمانی رخشا داشت. زبانش کمی میگرفت. دلاش می خواست همه را ببوسد و به آنها بگوید که چقدر دوستشان میدارد. طفلک بیچاره هنوز نمی فهمید که با این کار ممکن است مسخره جلوه کند و رکگویی و برخورد مهرآمیزش با همگان در آنان به جای دلبستگی حالت تمسخر پدید میآورد.