روز خرگوش

نویسنده: بلقیس سلیمانی

ناشر: چشمه

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 120

امتیاز ناولر: 3.5 از 1 رای

در پس و پشت ذهنم از لحظه‌ای که وارد شده‌ام مقایسه ایرج و او شروع شده. و عجب اینکه شباهت‌ها بیش از تفاوت‌هاست. اگر ایرج هم بود همین کار را می‌کرد و احتمالا این نمایش رنجیدگی خاطر را با پرتاب یک حبه قند به دهانش تمام می‌کرد و لبخند می‌زد. بهرام سربلند می‌کند و می‌پرسد:‹‹ گرمه، نه؟›› و نگاه می‌کند به شعله‌های آبی شومینه. منتظر این خروج بودم. در این سه سال هر وقت وارد قلمرو شده‌ایم، به سرعت هم از آن خارج شده‌ایم. فکر می‌کنم هر دو از گذشته‌مان شرم داریم و شاید هم می‌ترسیم...