پیراهن آبی

نویسنده: ناهید کبیری

ناشر: نگاه

سال نشر: 1387

تعداد صفحه: 136

مامور دیگر که کنار من نشسته بود دو عدد عکس از داخل جورابش بیرون آورد گرفت جلوی صورتم و گفت: ‹‹مجبور بودی این کارها را بکنی؟‌ کدام کاباره می‌رقصیدی؟›› گفتم: ‹‹خواهش می‌کنم پاره‌شان کن! این عکس‌ها را در همین خانه خودم گرفته‌ام. پرده‌ها را ببین!›› گفت: ‹‹چند تا از این لباس‌ها داری؟›› گفتم: ‹‹سه تا، سبز و سفید و قرمز›› به سکه های روی سینه و باسن‌ام اشاره کرد و گفت: ‹‹این سکه‌ها طلاست؟››