آفتاب‌پرست نازنین (نحر سنگ‌ها)

۲.۷ از ۵ · ۱ رأی۲۸۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

صدای پاهایشان تو کوه می‌پیچید. هانیه نمی‌دانست کدام صدای پا مال او و ’’نهر’’ است و کدام صدای پا مال آن چند نفری است که تو کوه دنبالشان کرده‌اند و می‌خواهند هرطور که هست بگیرندشان. نمی‌دانست آنها چند نفر هستند و این باز ترسش را بیشتر می‌کرد. دلش می‌خواست می‌توانست جیغ بکشد... .

تعداد صفحه
۲۸۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۹۱۰۱۷۳۶
سال نشر
۱۳۸۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.