آفتابپرست نازنین (نحر سنگها)
- نوشته محمدرضا کاتب
- ناشر هیلا
امتیاز ندادهاید
صدای پاهایشان تو کوه میپیچید. هانیه نمیدانست کدام صدای پا مال او و ’’نهر’’ است و کدام صدای پا مال آن چند نفری است که تو کوه دنبالشان کردهاند و میخواهند هرطور که هست بگیرندشان. نمیدانست آنها چند نفر هستند و این باز ترسش را بیشتر میکرد. دلش میخواست میتوانست جیغ بکشد... .
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۱۰۱۷۳۶
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.