پاییزه
نویسنده: بیتا فرخی
ناشر: علی
سال نشر: 1388
تعداد صفحه: 432
امتیاز ناولر: 3.0 از 3 رای
اطرافم را مه غلیظ پر کرده بود و هیچ صدایی به گوش نمیرسید. بی هدف چند قدم به جلو برداشتم. از صدای خش خش برگهای زیر پایم متوجه شدم در باغی هستم. صدای کلاغها کم کم گوشم را پر میکرد. گویی قرار بود اتفاق شومی بیفتد.