همین روزها
نویسنده: علیرضا میراسدالله
ناشر: مثلث
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 124
آن شب خوابم نبرد. تصور اینکه دکتر تیمور شاعرپیشه، روزها چشم مردهها را در میآورد و شبها اشعار عاشقانه میسراید، ناممکن بود. صبح روز بعد از او خواستم مرا با خودش به بانک چشم ببرد. ولی نپذیرفت. عاقلتر از آن بودم که اصرار کنم. به جایش سه ماه آزگار، تمام وقتم را با تیمور گذراندم تا اعتمادش را جلب کنم با حداقل بتوانم او را در معذورات قرار دهم. طی آن سه ماه بیش از تمام عمرم آهنگ سنتی گوش کردم و درباره شعرای تاریخی اطلاعات کسب کردم.