همین روزها

۱۲۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آن شب خوابم نبرد. تصور اینکه دکتر تیمور شاعرپیشه، روزها چشم مرده‌ها را در می‌آورد و شب‌ها اشعار عاشقانه می‌سراید، ناممکن بود. صبح روز بعد از او خواستم مرا با خودش به بانک چشم ببرد. ولی نپذیرفت. عاقل‌تر از آن بودم که اصرار کنم. به جایش سه ماه آزگار، تمام وقتم را با تیمور گذراندم تا اعتمادش را جلب کنم با حداقل بتوانم او را در معذورات قرار دهم. طی آن سه ماه بیش از تمام عمرم آهنگ سنتی گوش کردم و درباره شعرای تاریخی اطلاعات کسب کردم.

تعداد صفحه
۱۲۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۴۹۶۶۳۵
سال نشر
۱۳۸۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.