اسرار انجمن ارواح

نویسنده: چیستا یثربی

ناشر: نامیرا

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 160

سیندرلا کفش را برداشت. نگاهی به آن انداخت و غرق در خاطرات دور، لبخند زد. چیزی عوض نشده بود. گرچه از زمان ازدواج او با شاهزاده قصه‌ها سال‌ها می گذشت، اما او همیشه سیندرلا بود و باید احساس خوشبختی می‌کرد. این رسم قصه است. ((سیندرلا)) صدای شوهرش در سکوت شب او را ترساند. کفش بلور از دستش افتاد و هزار تکه شد و روی زمین از آن کفش بلور، تنها پودری سفید و لزج به‌جا ماند. مثل آرد شیرینی‌پزی که برای پختن شیرینی آن روز بچه‌هایش گذاشته بود.