افق
نویسنده: پاتریک مدیانو
مترجم: حسین سلیمانینژاد
ناشر: چشمه
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 152
در دیفن باکستراسه جلو میرفت. رگبار شروع شد، رگباری تابستانی که با راه رفتن او و پناه گرفتنش زیر درختها، کم و کمتر میشد. مدتها فکر کرده بود مارگارت مرده است. دلیلی وجود ندارد، نه، دلیلی وجود ندارد. حتا در سال تولد هر دو ماه، وقتی این شهر از بالا شبیه تل آوار بود، یاسها ته باغها و بین ویرانهها گل میدادند.