دیگر اسمت را عوض نکن
نویسنده: مجید قیصری
ناشر: چشمه
سال نشر: 1388
تعداد صفحه: 96
من قول دادم که با عکس شما میروم دنبال آنها. چهطور میتوانم از شما حرف بزنم، در حالی که خودم هیچ وقت شما را ندیدم؟ اگر رو به روی من بنشینید نمیتوانم تشخیص بدهم شخصی که رو به رویم نشسته غریبه است یا آشنا. از شما چه میدانم؟ فقط همین چند خط کاغذی که توی دستم مانده. انتظار ندارید که یک آدم زنده را با این چند تا کلمه خیالی درست کنم برایشان. من خودم هزار بار نقش آدمهای خیالی را بازی کردهام.