کافکا در کرانه

Kafka on the shore

۴.۲ از ۵ · ۴۵ رأی۶۰۸ صفحه۳۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کازوئو ایشیگورو معتقد است موراکامی در ادبیات ژاپن یکه و ممتاز است و آثار او رنگ سورئالیستی توام با مضحکه‌ای عبث را دارد که مالیخولیا را در زندگی روزمره طبقه‌ متوسط می‌کاود. او می‌افزاید:"با این حال وسوسه‌ای درونمایه‌ای نیز هست که به گذشته دور برمی‌گردد، و آن هم فانی بودن زندگی است. و او این موضوع را در حالی می‌پروراند که شخصیت‌هایش هنوز نسبتا جوانند. برخی به میانسالی رسیده‌اند، اما درمی‌یابند که نیروی جوانی از دست رفته است، بی آن‌که ایشان خبردار شوند." بی‌تردید جانمایه بزرگ داستان‌های موراکامی فقدان است، هرچند او از مشخص کردن منبع آن سرباز می‌زند. می‌گوید:"این راز است. راستش نمی‌دانم این حس فقدان از کجا می‌آید. شاید بگویید باشد، خیلی چیزها را به عمرم از دست داده‌ام. مثلا دارم پیر می‌شوم و روز به روز از عمرم می‌کاهد. مدام وقت و امکاناتم را از دست می‌دهم. جوانی و جنب‌وجوش رفته- یعنی به یک معنا همه چیز، گاه حیرانم که در پی چیستم. فضای اسرارآمیز خاص خودم را در درونم دارم. این فضای تاریکی است. این پایگاهی است که هنگام نوشتن پا به آن می‌گذارم. این در مخصوصی برای من است. اشیای این فضا شاید همان چیزهایی باشد که در راه از دست‌داده‌ام. نمی‌دانم. لابد این یک جور ماتم است."

تعداد صفحه
۶۰۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۳۵۰۹
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۳۳
نسخه‌ها
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در کرانه
جلد کتاب کافکا در ساحل
جلد کتاب Kafka on the Shore
جلد کتاب Kafka on the Shore
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳۳ نقل قول

اگه همه ی آدم‌ها نابغه بودند، دنیا حسابی بهم می‌ریخت؛ بعضی‌ها باید کنار بایستند و مراقب اوضاع باشند.

داشتن چیزی که نماد آزادیه میتونه شخص رو خوشحال‌تر از رسیدن به اون آزادی کنه

خالی بودن مثل یه خونه خالیه. یه خونه خالی که قفل و بند نداره. هرکسی می‌تونه هروقت دلش خواست وارد بشه. همین منو بیشتر از هر چیز دیگه ای می‌ترسونه.

چیزهایی که او می‌دانست در مقابل بی کرانی دنیا هیچ بود.

تا وقتی چیزی به اسم زمان وجود داره، هرکسی در نهایت آسیب میبینه و به چیز دیگه ای تبدیل میشه، این اتفاق همیشه می‌افته؛ دیر یا زود.