خسی در میقات

نویسنده: جلال آل‌احمد

ناشر: جامه‌دران

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 184

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

گویا سه بعد از نیمه شب جمه بود که وارد فرودگاه تهران شدیم. و من تا پنج خانه بودم. سرفه‌کنان و خسته و کوفته. و هنوز از در خانه در نیامده‌ام. حتی حمام نرفته‌ام. به رعایت زخم پا و ترس از سرما خوردن مجدد. و هوا هنوز سرد است. و بوی زمستان دارد. و من یا خوابم یا از دیدار کنندگان پذیرایی می‌کنم. و سیمین می‌گوید:«بدجوری پاسوخته شده‌ای!»