نخل و غبار
۶۴ صفحه
- نوشته جمعی از نویسندگان
- ناشر پژواک کیوان
امتیاز ندادهاید
هیچکس نمیداند که شبها میآید. از همین گوشه باز پرده، تکان میخورد و بعد همهجا روشن میشود. تنم گر میگیرد. میلرزم و یواشکی چشم می چرخانم که گمش نکنم. انگار عادتمان شده که او یکهو بیاید و من در سکوت دنبالش راه بیفتم...
- تعداد صفحه
- ۶۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۷۲۷۸۱۴
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.