دختر کشیش

A clergymans daughter

۳.۶ از ۵ · ۲۹ رأی۳۰۴ صفحه۴ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

وقتی که کشیش مراسم دعا و تقدیس را به اتمام رساند، دوشیزه میفیل با تقلا و زحمت بسیار تلاش کرد تا روی پاهایش بایستد و مثل یک مخلوق چوبی قطعه قطعه، خودش را بخش بخش بالا کشید. صدای غژغژ عجیبی از جایی که نشسته بود به گوش می‌رسید. احتمالا این صدا، صدای ساییده شدن استخوان‌های او روی یکدیگر بود. تصور می‌‌کردی درون آن کت سیاه فقط یک اسکلت خشک وجود دارد!

تعداد صفحه
۳۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۵۳۰۹۸۲
سال نشر
۱۳۸۸
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

تمام زندگی انسان با مفهوم هدف روشن می‌شود.

ایمان از بین می‌رود اما نیاز به ایمان، همانند قبل باقی می‌ماند.

تنها چیز‌های بیرونی مانند فقر و کار پر زحمت و حتی تنهایی به خودی خود مهم نیستند. چیز هایی که در قلب شخص اتفاق می‌افتند اهمیت دارند.

در سرتاسر دنیا به اندازه ی کافی بدی وجود داره بدون این که سرگرم پیدا کردنشون بشید.