داستانهای رندا
۶۸ صفحه
- نوشته زکریا تامر
- ترجمه رحیم فروغی
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
مادر لبخند تلخی زد و یاد روزهایی افتاد که بچه بود .و مثل حالای دخترش حرف میزد. بعدها آن دختر بچه زنی شد که خم میشد و دستها را میبوسید. دوست داشت رندا را بغل کند و به او بگوید: «هرگز دست کسی را نبوس.»
- تعداد صفحه
- ۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۹۵۳۳
- سال نشر
- ۱۳۹۰
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.