داستان‌های رندا

۶۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

مادر لبخند تلخی زد و یاد روزهایی افتاد که بچه بود .و مثل حالای دخترش حرف می‌زد. بعدها آن دختر بچه زنی شد که خم می‌شد و دست‌ها را می‌بوسید. دوست داشت رندا را بغل کند و به او بگوید: «هرگز دست کسی را نبوس.»

تعداد صفحه
۶۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۹۵۳۳
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.