درخت جارو
۱۷۶ صفحه
- نوشته داوود غفارزادگان
- ناشر نقد افکار
امتیاز ندادهاید
دخترک رفت طرف در. سنگ کبود کنج دیوار بود. در را باز کرد و سر کشید تو کوچه. پا گذاشت بیرون در میانه راه بود که صدای مادر را شنید. به دو رفت تا سر گذر و از آن جا کنار رود را دید زد. نه از هیچکس، نه از مرد اسبسوار خبری نبود. خواست برگردد که صدای اسب شنید. چنان که شب توی اتاق شنیده بود. به تندی برگشت و یک آن پوست کهر اسب را دید که میان دو درخت زیر آفتاب برق زد و گذشت. مرد اگر نرفته بود، پس چرا اسب بیسوار بود؟
- تعداد صفحه
- ۱۷۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۲۸۱۲۲۰
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.