شگفتزده
نویسنده: برایان سلزنیک
مترجم: رضی هیرمندی
ناشر: افق
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 696
امتیاز ناولر: 4.5 از 3 رای
مادر انگشتهایش را روی گونههای او سر میداد تا میرسید به زیر چانهاش. صورت او را بالا میگرفت طوری که چشم در چشم هم میشدند. وقتی مردم باهات حرف میزنن، از نگاه کردن توی چشمشون نترس، باشه؟ بن صاف توی چشمهای مادر نگاه میکرد و گفت: «باشه.»