آتاناز (نازنین پدر)
۳.۵ از ۵ · ۲ رأی۳۸۴ صفحه
- نوشته الهه محمدی
- ناشر شقایق
امتیاز ندادهاید
دلش میخواست همان دم برخیزد و به عمارت، نزد او بازگردد خوب میدانست که طاقت دوری او را تا همین حد هم نداشته و خوب دوام آورده، اما از این به بعدش دیگر محال بود. دلش برای آن چشمهای روشن و آن وجود مهربان پر میکشید. حقش نبود که با او آن گونه رفتار کند. خواست از جا برخیزد که ناگهان صدایی آشنا او را بر جا میخکوب کرد...
- تعداد صفحه
- ۳۸۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۱۶۰۳۸۹
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.