خیالات
۱.۹ از ۵۱۲۸ صفحه
- نوشته مرتضی کربلاییلو
- ناشر ققنوس
امتیاز ندادهاید
پژوی مشکی رنگ از مقابلش گذشت و جلوتر توقف کرد، بعد بلافاصله دنده عقب گرفت و جلو شهلا ایستاد. راننده شیشه را پایین داد. بلند گفت:«بیایید بالا میرسونمتون.» شهلا هنوز راننده را ندیده بود. بیاعتنا گفت:«خیلی ممنون. منتظرم تاکسی بیاد. شما بفرمایین.» دور نیست؛ اتفاقی غریب نیست؛ خیالات در همین نزدیکی است؛ روزمرهای است که آرام آرام مسخ میکند؛ میرود، میآید و عادی جلوه میکند.
- تعداد صفحه
- ۱۲۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۱۱۵۳۹۵
- سال نشر
- ۱۳۸۳
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.