با تو سخن گفتن
نویسنده: مهدی شجاعی
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 32
درختها، تقریبا یادشان است که خداداد چه وقت و چگونه به میهمانی آنها آمد. خود خداداد هم وقتی که درست فکر میکند و به گذشتهها برمیگردد، چیزهایی به خاطرش میآید. هوا طوفانی بود و ابرهای سیاه تمام چهره آسمان را پوشانده بود. موجهای دریا خروشان و خشمگین خود را به دیواره شکسته کشتی میکوبیدند و تلاش میکردند که کشتی را در خود فرو ببرند.