خدای کهن
نویسنده: لوییجی پیراندللو
مترجم: مهدی فتوحی
ناشر: نیلا
سال نشر: 1384
تعداد صفحه: 12
ترکهای بود. کمی قوز کرده، با پیراهنی ابریشمی که بر تنش لقلق میخورد، و چتری باز بر سر و کلاه حصیری کهنهای در دست داشت. اینگونه آقای آئورلیو، هر روز، به سمت اقامتگاه ییلاقی خوشمنظرش به راه میافتاد. برای خودش جایی پیدا کرده بود. جایی که به عقل هیچکس نمیرسید و از این بابت بسیار خشنود بود و از اندیشهی آن، دستانش را به حالتی عصبی به هم میمالید.