رستم در مرداب خوان دوم

نویسنده: حسن اصغری

ناشر: روزگار

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 264

نگاه آرش روی چین و شکن‌ موج‌ها لرزید و در سینه یک تپه موج غرنده تاب خورد و به ماسه‌زار ساحل افتاد. با پس‌نشینی لغزان تیغه‌های آب، آه کشید و فکر کرد، کاش پارویی به پهنای یک دشت در دست داشت و با آن بر سر موج‌ها می‌کوبید و تپه‌های آب را می‌شکست و صاف می‌کرد. بعد قایق‌اش را روی آب صافی می‌لغزاند و تا میانه عمیق آب پیش می‌رفت...