غوغای بیهیاهو
۲.۹ از ۵ · ۴ رأی۴۰۶ صفحه
- نوشته فهیمه رحیمی
- ناشر آوای چکامه
امتیاز ندادهاید
داشتم باور میکردم که خانوادهام دشمن منند و چشم ندارند منو ببینند. درستتر اینه که بگم باور کرده بودم. حالا میدونم که در آن زمان حس مسئولیتپذیری و همکاری با دیگران را نداشتم. سومین خواستگار که به سراغم اومد هنگامی که سبد گل را به دستم داد با یک نگاه به او که نه گردنبند داشت و نه دستبند و نه مادرش زرگری سیار، بیاختیار کنجکاو شدم که بدانم اون کیه و چه فکر در سر داره... .
- تعداد صفحه
- ۴۰۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۶۳۰۱۳۷
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.