این بازی کی تمام میشود
نویسنده: آیت دولتشاه
ناشر: بهنگار
سال نشر: 1391
تعداد صفحه: 112
امتیاز ناولر: 3.0 از 1 رای
افسانه روی مبل کنار تلویزیون نشسته و من روی زمین ولو شدهام و پاهام را روی عسلی انداختهام. همچنان که با یک چشم بسته دارم به فیثاغورس نگاه میکنم و به سیگار پک میزنم، میگویم:«همیشه دوست داشتم یک معشوقه مرده داشته باشم و هر هفته دور از چشم خانوادهش، یواشکی برم سر قبرش و براش گل ببرم.»