برای زندگی دیر نیست
۸۰ صفحه
- نوشته ترانه فرشیدنیا
- ناشر الهام اندیشه
امتیاز ندادهاید
... خم میشود و دستش را روی خاکهای صاف میگذارد. لبهایش ریز میجنبد. میدانم، فاتحه میخواند. دلم میخواست دستم را میگذاشتم روی انگشتهایش و همراه او لبهایم را تکان میدادم. من هم فاتحه میخواندم برای کسی که تا دیروز کنارم بود. دستش را که بلند کرد، انگشت کشیدم روی گودرفتگی رد انگشتش روی خاک. لبهایم را جنباندم، اما فاتحه نخواندم. گر گرفته بودم از گرمای انگشتش...
- تعداد صفحه
- ۸۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۲۵۴۴۸۴
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.