عشق جای دیگری‌ست

۳۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

علی تغییر حالش را می‌دید اما نمی دانست چرا آن همه اضطراب دارد. در حالی که سعی داشت نفس به شماره افتاده‌اش را کنترل کند گفت: علی می‌تونیم با هم باشیم؟ چشمان علی گشاد شد و با تعجب کمی تن صدایش را بالا برد: هیچ معلومه چی می‌گی! تو عقلت را از دست دادی. کمی خودش را جمع کرد و با نگاهی به دور و بر گفت: چرا! چون عشقم رو به زبون آوردم و یا این‌که چون از تو بزرگ‌ترم؟

تعداد صفحه
۳۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۸۳۵۶۴۵
سال نشر
۱۳۹۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.