مستانه

نویسنده: اکبری

ناشر: مولف، مترجم

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 736

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

بدنم خالی از هر حس و گرما بود انگار که در جهانی خاموش، ناشناخته و غریب گم بودم. صدای زنگار گرفته و خسته عقربه‌های ساعت مقابلم، مغزم را می‌ترکاند، پوکه بودم و احساس می‌کردم با اولین حرکت خاکستر می‌شوم...