استادان زندگی و داستانهای دیگر
نویسنده: ماکسیم گورکی
مترجم: احمد صادق و دیگران
ناشر: نگاه
سال نشر: 1392
تعداد صفحه: 272
وقتی که او با عجله از اتاقم در رفت، من به کنار پنجره رفتم، دستم را که هنوز از مشتی که به جمجمهاش زده بودم درد میکرد و گرم بود روی شیشه گذاشتم تا خنک بشود. او زیر پنجرهام ایستاده بود و به من اشاره میکرد. پنجره را گشودم و پرسیدم: ـ دیگر چه میل دارید؟