بره‌ای در پوست گرگ

۲۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

گرگ‌های دیگر هم بیدار شدند. گرگ پیر جای هیلو را نشان‌اش داد و گفت:«اینجا می‌خوابی. بی‌اجازه من هم قدم از قدم بر نمی‌داری.» هیلو سرش را پایین انداخت و روی زمین دراز کشید. جوان‌ترین گرگ بلند گفت:«من فکر می‌کنم یه چیزی‌ش می‌شه.»

تعداد صفحه
۲۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۴۸۱۱۴۵
سال نشر
۱۳۸۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.