آه ای سرزمین محبوب من

نویسنده: پاتریک مدیانو

مترجم: رویا خویی

ناشر: نظر

سال نشر: 1392

تعداد صفحه: 96

امتیاز ناولر: 3.5 از 1 رای

پدر معمولا شب‌ها کار می‌کرد. اغلب اوقات من از صدای رفت و آمد کامیون‌ها که نزدیک مغازه پارک می‌کردند و موتورشان را خاموش نمی‌کردند بیدار می‌شدم. از پنجره اتاق خوابم می‌دیدم که عده‌ای داخل مغازه می‌شوند و بسته‌ها و صندوقچه‌ها را از مغازه می‌برند. پدر و آقای کاستراد هم در پیاده‌رو می‌ایستادند و به کار آن‌ها نظارت می‌کردند. پدر هم دفتری در دستش داشت که در موقع بار زدن و یا تخلیه بار کامیون‌ها، یادداشت بر می‌داشت...