2 جاسوس در تهران

نویسنده: ایرج جوادی

ناشر: شورآفرین

سال نشر: 1392

تعداد صفحه: 576

بیش از چهره مردی که او را صدا می‌کرد و او نتوانست با دقت آن را نگاه کند، صدای آن مرد برایش آشنا بود. او یقین داشت که این صدا را بارها در گذشته شنیده است. این افکار به سرعت از مخیله او می‌گذشت و او هنوز تصمیم نگرفته بود به صدای آن مرد پاسخ بدهد. و صورتش را برگرداند، تا یک بار دیگر صدای آن مرد را شنید و گفت: الکسی من دیوید هستم. دیوید زمورا سال‌های 1976 - 1975 در تهران، هنوز نمی‌خوای منو به خاطر بیاری؟