قصههایی برای تفکر
نویسنده: خورخه بوکای
مترجم: شمسالدین برقعی
ناشر: آراسته
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 108
میخواهم که به من گوش بسپاری بیآنکه قضاوتم کنی. میخواهم که با من حرف بزنی بیآنکه نصیحتم کنی. میخواهم که به من اعتماد کنی بیآنکه بر من سخت بگیری. میخواهم که یاریم کنی بیانکه سعی کنی به جای من تصمیم بگیری. میخواهم که مراقبم باشی بیآنکه بر من سلطه داشته باشی. میخواهم که نگاهم کنی بیآنکه نقشهای برایم بکشی. میخواهم که با صمیمیت مرا بفشاری بیآنکه خفهام کنی. میخواهم که به جنب و جوش وادارم کنی بیآنکه هلم دهی. میخواهم که تکیهگاهم باشی بیآنکه منتی بر من نهاده باشی. میخواهم که مراقبم باشی بیآنکه فریبم داده باشی. میخواهم که تمامیت مرا بشناسی حتی آنجا که آزار میبینی بپذیری بیآنکه تلاش کنی تغییرشان دهی. بی هیچ قید و شرطی همین امروز میتوانی روی من حساب کنی.