اصلا دوست ندارم یکی خیال کنه که من وجود دارم

نویسنده: سینا آذین

ناشر: سخن گستر

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 130

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

از دیشب خوابم نبرده. روی کاناپه دراز کشیده‌ام و زنگ‌های تلفن را می‌شمارم. هر بار 15 زنگ می‌زند و قطع می‌شود. از 2 ساعت پیش زنگ‌ها شروع شده و هر چند دقیقه هم تکرار می‌شود. تنها توانسته بودم 3 هفته دست به سرش کنم. امروز اولین روی هفته چهارم است و دیگر هیچ بهانه‌ای برایم نمانده. او پولش را می‌خواهد. درست همین امروز. آخرین بار هم دیشب تماس گرفت و حسابی تهدیدم کرد. گفت همه‌جا آبرویم را می‌برد.