خاکستری 1 کابوس
نویسنده: فاطمه سلیمانی
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1392
تعداد صفحه: 128
نامردها مثل آشغال از ماشین پرتم کردند توی خیابان. انگار توی کیفشان گنج قارون داشتند. زیر باران به آن شدت از سر تا پا گلی شدم. با آن ریخت و قیافه دیگر هیچ ماشینی سوارم نمیکرد: حتی تاکسی هم جلوی پایم ترمز نمیزد.