پلههای روز
۷۲ صفحه
- نوشته آرش رحمانی
- ناشر روایت
امتیاز ندادهاید
مادرم مرد. بابام زن گرفت. من و برادرم آواره کوچه و خیابان شدیم. برادرم از من چند سال کوچکتر بود و همیشه دنبال من. برادری که از زن دوم بابام بود. با موی کوتاه و سری که به شانههایش چسبیده بود و همین برادر از زن دوم بابام سلاخ بود.
- تعداد صفحه
- ۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۷۸۶۳
- سال نشر
- ۱۳۹۳
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.