کلاه جادویی و مجسمه مسی
نویسنده: محمد حنیف
ناشر: عصر داستان
سال نشر: 1392
تعداد صفحه: 260
سرباز یقه خستوان را چسبید و از روی تخته سنگ کنار رودخانه کشاندش پایین و فریاد زد کری مگه ها؟ خستوان به سرباز خیره شد سرباز زل زد توی چشمهای درشت خستوان و این بار پرسید شناختی؟ آدم ندیدی ها؟