کلاه جادویی و مجسمه مسی

۳.۴ از ۵۲۶۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

سرباز یقه خستوان را چسبید و از روی تخته سنگ کنار رودخانه کشاندش پایین و فریاد زد کری مگه ها؟ خستوان به سرباز خیره شد سرباز زل زد توی چشم‌های درشت خستوان و این بار پرسید شناختی؟ آدم ندیدی ها؟

تعداد صفحه
۲۶۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۳۰۳۲۲۹
سال نشر
۱۳۹۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.