2 چراغ آبی روشن

نویسنده: جمال میرصادقی

ناشر: اشاره

سال نشر: 1392

تعداد صفحه: 160

دلم گرفته بود. یاد روزهای دانشکده افتادم. چه روزهایی، پر از شور، پر از آرزو. اگر تو را یک روز نمی‌دیدم، چیزی را گم کرده بودم. گیج گیجی می‌خوردم و دنبالش می‌گشتم. آن روزها تکرار می‌شود؟ به خودم می‌گویم تکرار می‌شود، تکرار می‌شود. دارم به خودم وعده می‌دهم؟ دارم از تو دور می‌شوم؟ خواب‌هایم از تو خالی شده. کجا دارم می‌روم؟ از خودم ترسم گرفته. دلم می‌خواهد گریه کنم.