دل
نویسنده: زهرا پیری
ناشر: نخستین
سال نشر: 1392
تعداد صفحه: 240
صدیق که تازه به خود آمده بود با وحشت چنگ زد به صورتش. خاک بر سرم تو این جا چهکار میکنی بچه؟ تو باید خونه شوهرت باشی. نرگس آویزان شد به بازوی صدیق صدیق رعشه دست دختر را روی بازویش حس کرد. نه من دیگه اونجا نمیرم من کنیزیت را میکنم منو اونجا نفرست.