مگره و مرد تنها

نویسنده: ژرژ سیمنون

مترجم: شهریار وقفی‌پور

ناشر: هرمس

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 186

تازه ساعت نه صبح بود اما هوا حسابی گرم بود. مگره کتش را درآورده بود و همانطور که داشت بسته پستی‌اش را با بی‌حالتی باز می‌کرد، مرتب از پنجره به برگ‌های بی‌حرکت درخت‌های خیابان اورفور و به رود سن نگاه می‌انداخت که مثل ابریشم آرام و صاف بود.