مسافرخانه بندر بارانداز

نویسنده: احمدرضا احمدی

ناشر: روایت

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 236

امتیاز ناولر: 4.5 از 2 رای

در باران راه می‌رفتیم، هر دو خیس خیس شده بودیم. من غمگین بودم. وقتی به مسافرخانه رسیدیم، هر کدام به اتاق خودمان رفتیم؛ من در زیرزمین و دختر در طبقه هفتم، در طبقه صاحب مسافرخانه و زنی که همیشه سایه‌اش را در پشت پرده دیده بودم.