باز هم پیش من بیایید

نویسنده: امیررضا بیگدلی

ناشر: نقد افکار

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 152

مادر زنم با من هیچ خوب نیست او با من چپ افتاده است نمی‌تواند بپذیرد دخترش از من بچه‌دار می‌شود.نه تنها از پذیرفتن هرانچه به من ربط دارد سر باز می‌زند.بلکه می‌کوشد تمام کارهای من هیچ و پوچ به حساب بیاید از طرفی می‌گوید تا بچه نیاید و روی این تخت دراز نکشد و ونگ‌ونگ نکند.نمی‌توان باور کرد که قرار است بچه‌ای به دنیا بیاید و از طرفی دیگر آرزو می‌کند بچه نیاید.روی تخت دراز نکشد و ونگ‌ونگ نکند یعنی نباید به دنیا بیاید. خیلی دلش می‌خواهد یک جایی بین راه نمی‌دانم کجا گم و گور شود به هرکاری دست می‌زند هرکاری.