با شرم به الیاس گفتم
۱۱۲ صفحه
- نوشته مریم طباطبائیها
- ناشر پوینده
امتیاز ندادهاید
بعد از زنگ تلفن و گریههای مبهم حنانه که نفهمیده بودم چی میگه وا رفته بودم. داریوش گوشی رو از من قاپیده بود و بعد با ناباوری رفته بود سراغ کتش و در حین راه رفتن سعی کرده بود بپوشتش. مانتومو پوشیدمو نفهمیده دوئیدم دنبالش. کلانتریه تجریش پیاده شدیم. مردم بدو بدو دنبال کاراشون میرفتن. بارون زمین رو خیس کرده بود و هوا دلگیرتر از دل من شده بود.
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۹۵۰۳۵۵
- سال نشر
- ۱۳۹۲
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.