باد اسب است و 10 نمایش‌نامه دیگر

نویسنده: محمد چرم‌شیر

ناشر: صنوبر

سال نشر: 1381

تعداد صفحه: 168

امتیاز ناولر: 4.5 از 5 رای

مادر غلام می‌گفت اسیر شدم ولی نمی‌گفت اسیر چی؟... خب،زن به سنگ کوب اسره دیگه، مگه من اسیر نیستم؟... هیچوقت نگفت اسر چی؟... ولی تو راستی راستی اسیر پیریه من شدی می‌دونم.